مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
109
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
4 - فشار بر شيعه پس از پايان يافتن قضيه حكميت ، معاويه سياست تاخت و تاز به مرزهاى قلمرو حكومت اميرالمؤمنين ، على عليه السلام ، را در پيش گرفت و مردم را شكنجه كرد و آزرد . او به فرماندهان نظامى كه به اين مأموريتها مىفرستاد اهدافش را به روشنى بيان مىكرد ، چنان كه به بسر بن ارطاة مىگويد : « بر هر سرزمينى كه فرود آمدى و مردمش را بر اطاعت على ديدى ، چنان زبان بگشا كه باور كنند راه گريز بر آنان بسته است و تو به طور كامل بر آنها مسلطى ؛ آنگاه دست از آنان بدار و به بيعت من فراخوان ، سپس هر كس را كه سرباز زد به قتل برسان ؛ و شيعيان على را هر جا كه ديدى بكش . » « 1 » بُسر نيز حركت كرد و مدينه و مكّه را مورد تهاجم قرار داد و بجز كسانى كه با آتش سوزاند ، سى هزار تن را كشت ! معاويه ، ضحاك بن قيس فهرى را فراخواند و فرمان داد تا به كوفه برود و به او گفت : « هر عربى را كه بر اطاعت على ديدى بر او بتاز . » ضحاك نيز پيش رفت ؛ اموالرا غارت كرد و به هر عربى كه برخورد او را كشت . در ناحيه « ثعلبيه » به حاجيان حمله كرد و از جمله كسانى كه در اين حمله به دست وى كشته شدند ، عمرو بن عميس بن مسعود هذلى « 2 » ، برادرزاده عبدالله بن مسعود و شمارى ديگر از يارانش بودند . « 3 » سفيان بن عوف غامدى را به منطقهء فرات ، به سوى « هيت » ، سپس « انبار » و سپس « مداين » فرستاد و از جمله به وى گفت : يا سفيان ، اين تاخت و تازها بر اهل عراق ، دلهايشان را به وحشت مىاندازد و اگر هوادارى از ما در ميانشان باشد شاد مىكند و هر كس را كه از پيشامدهاى ناگوار مىترسد جذب ما مىگرداند . هر كس را كه با نظر خود مخالف ديدى ، بكش و به هر روستايى كه گذشتى ويران گردان و اموال را تاراج كن ؛ زيرا كه تاراج اموال همانند قتل است و حتى قلب را بيش از آن به درد مىآورد . « 4 »
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 117 . ( 2 ) - در متن عربى ذهلى آمده است . ( 3 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 2 ، ص 154 . ( 4 ) - همان ، ص 144 .